گزینه های دودویی آموزش در افغانستان

اسیلاتورها

حتماً با خودتان فکر می‌کنید: « با اندیکاتورهای پیشرو حتما پولدار خواهم شد!» چون می‌توانید درست قبل از آغاز روند جدید وارد معامله شوید و سود کنید.

اسیلاتور

نوسان نما در بازارهای غیر دولتی که در آن نوسان قیمت ها در یک باند افقی یا محدوده ی معاملاتی است شرایطی را برای بازار ایجاد می کند که اکثر سیستم های دنبال کننده ی روند نمی توانند ایجاد کنند.

نوسان نما ابزاری را در اختیار معامله گر فنی قرار می دهد که می تواند از این طریق از محیط های دوره ای و محیط های بازار بدون روند سود کسب کند.

ارزش نوسان نما محدود به دوره های بدون روند در تجارت نیست. نوسان نما در رابطه با نمودارهای قیمت در طی مراحلی، با آگاه کردن معامله گر نسبت به اخطارها و نقاط هیجان انگیز کوتاه مدت، بازار، که معمولا به عنوان شرایط فرابورس یا سبقت فروشی شناخته می شود، تبدیل به یک واحد بسیار باارزش می شود.

همچنین نوسان نما می تواند پیش از اینکه این وضعیت در عملکرد قیمت مشهود باشد هشدار دهد که روند در حال پایان یافتن است.

اسیلاتورها (نوسان نما) می توانند با نمایش واگرایی خاص، روند صعودی را نشان دهند.

تفاوت اسیلاتور و اندیکاتور

اسیلاتور نوعی اندیکاتور بوده و نسبت به آن متفاوت است؛ اما برخی از معامله‌گران به اشتباه اندیکاتور و اسیلاتور را دارای یک ماهیت مشابه تصور نموده و تفاوتی میان آن‌ها قائل نیستند. در این بخش سه ویژگی منحصربه‌فرد اسیلاتورها را ذکر می‌کنیم:

نواحی اشباع خرید و فروش

در اغلب اسیلاتورها دو ناحیه بالایی و پایینی محدوده نوسانی به عنوان نواحی اشباع خرید و فروش درنظر گرفته می‌شوند.

اشباع خرید یا فروش در قالب کلمه به معنی بیش از حد گران یا ارزان بودن یک دارایی طی یک دوره زمانی بوده و بر اساس شرایط نمودار قیمت، نشان‌دهنده یک دوره حرکات روندی شدید (احتمالاً هیجانی) و بدون اصلاح است؛ که بازگشت قیمت در این نواحی محتمل می‌باشد.

نحوه قرار گرفتن در نمودار قیمت

اندیکاتورها معمولاً در پس‌زمینه نمودار قیمت قرار می‌گیرند. این درحالی است، که اسیلاتورها در یک پنجره جداگانه در بخش پایینی نمودار نمایش داده می‌شوند.

در واقع اگر اندیکاتورهایی نظیر میانگین متحرک یا پارابولیک سار را بررسی کنید؛ این ابزار روی خود نمودار قرار گرفته و مواردی نظیر استوکاستیک، در یک پنجره منفرد نموداری جای می‌گیرند.

واگرایی

یکی از معتبرترین سیگنال‌های معاملاتی در تحلیل تکنیکال، واگرایی قیمت و اندیکاتور است. حتی برخی معامله‌گران از این ساختار نموداری به عنوان یک استراتژی معاملاتی کامل استفاده می‌کنند.

به بیان ساده واگرایی به شرایطی گفته می‌شود، که قیمت و اندیکاتور سیگنال‌های متناقض صادر کنند. شرایط تشکیل واگرایی به گونه‌ای است، که صرفاً به واسطه مقایسه قیمت و اسیلاتورهایی نظیر مکدی، استوکاستیک و RSI قابل تشخیص می‌باشد.

اندیکاتور (روندی و حجمی) یا اسیلاتور؟!

این موضوع به مؤلفه‌های بسیاری از جمله شرایط بازار، وضعیت نمودار قیمت، نحوه استفاده، میزان تخصص و تجربه، افق زمانی سرمایه‌گذاری و استراتژی معاملاتی فرد بستگی دارد.

هم‌چنین اسیلاتورها معمولاً به عنوان یک ابزار تأیید به‌کار رفته و همواره باید از صرفاً تصمیم‌گیری بر مبنای آن‌ها پرهیز کنید. در واقع اسیلاتورها نیز همانند سایر ابزار تحلیل می‌توانند، برای یک معامله‌گر بسیار مفید واقع شده و برای دیگری بدون تأثیر یا فقط مایه ضرر و زیان باشند.

در نتیجه نمی‌توان، این ابزار را به عنوان بهترین یا بدترین درنظر گرفت! به طور کلی، اگر هر نوع ابزار تحلیل را در شرایط مناسب و به طرز صحیحی به کار ببرید، حتماً نتیجه مثبتی در پی خواهد داشت.

اسیلاتور

اندیکاتور های نوسان نما

اندیکاتور های نوسان نما می توانند اطلاعاتی از قبیل بهترین نقطه ورود به بازار و بهترین نقطه خروج را در بازارهای رنج و نوسان دار بدهند.

اندیکاتور های نوسان نما در چارت قیمتی بصورت یک پنجره ی جداگانه ای در زیر نمودار قیمت رسم می شوند.

این اندیکاتورها از ۲ ناحیه با نام های اشباع خرید(Bought Over) و اشباع فروش(Sold Over) تشکیل می شوند و زمانی که قیمت یا اندیکاتور از این ناحیه ها خروج کرد بعنوان صدور سیگنال خرید و صدور سیگنال فروش محسوب می شود.

اندیکاتورهای معروف برای نمایش Oscillators:

استفاده از نوسان نما

نوسان نما فقط یک شاخص ثانویه است، به این معنا که باید تابع تجزیه و تحلیل روند اساسی باشد.

از آنجا که انواع مختلفی از اسیلاتورهای مورد استفاده ی تکنسین ها را طراحی می کنیم، اهمیت تجارت در جهت روند حاک بر بازار دائمی بررسی میشود. خواننده همچنین باید توجه داشته باشد که مواقعی وجود دارد که نوسان نماها مفیدتر از سایرین هستند.

به عنوان مثال، تقریبا در ابتدای شروع حرکت های مهم، تجزیه و تحلیل نوسان نما چندان مفید نیست و حتی می تواند گمراه کننده باشد.

با این وجود تا پایان حرکت بازار،نوسان نماها با ارزش هستند. سر انجام، هیچ بخشی در مورد افراط و تفریط بازار بدون در نظر گرفتن عقاید مخالف کامل نخواهد بود.

تفسیر نوسان نما (اسیلاتور)

روش های مختلف زیادی برای ساخت نوسان نماهای حرکت وجود دارد، تفسیر آنها تفاوت بسیار کمی با یکدیگر دارند.

اکثر نوسان نماها بسیار شبیه هم هستند. آنها در پایین نمودار قیمت نقشه کشیده شده و شبیه باند افقی مسطح هستند.

باند نوسان نما در واقع صاف است، در حالی که قیمت ها ممکن است در بالا، پایین یا خنثی باشد. با این وجود قله ها و فرو رفتگی های موجود در نوسان نما منطبق بر قله ها و فرورفتگی های موجود در نمودار قیمت است.

برخی از نوسان نماها دارای یک نقطه ی میانی هستند که دامنه ی افقی را به دو نیمه، باند بالا و پایین تقسیم میکند. بسته به فرمول مورد استفاده این خط میانی معمولا یک خط صفر است. برخی از نوسان نماها نیز دارای مرزهای بالا و پایین از ۰ تا ۱۰۰ هستند.

قوانین کلی برای تفسیر

به عنوان یک قاعده ی کلی، هنگامی که نوسان نما در مقطع فوقانی یا تحتانی باند به یک مقدار شدید برسد، این اسیلاتورها نشان می دهد که حرکت فعلی قیمت ممکن است خیلی سریع پیش رفته باشد و می تواند به دلیل اصلاح یا ادغام باشد.

از طرف دیگر، معامله گر برای خرید باید زمانی را انتخاب کند که نوسان نما در پایین ترین وضعیت خود است و برعکس این موضوع را برای خرید در نظر داشته باشد.

عبور از خط میانی اغلب برای تولید سیگنال های خرید و فروش استفاده می شود.

سه استفاده ی مهم اسیلاتورها

سه حالت وجود دارد که نوسان نما بیشترین استفاده را دارد. این سه وضعیت برای اکثر نوسان نماها مشترک است.

  1. نوسان نما وقتی مفید است که مقدار آن در نزدیکی انتهاب فوقانی یا پایین، مرزها بین باندها، له نقطه بحرانی برسد. در اینجا گفته می شود که بازار در بالاترین حد خود است و خرید هیجانی در حال وقوع است و هنگام نزدیک شدن به پایین ترین حد، فروش هیجانی در حال وقوع است. این مسئله هشدار می دهد که روند قیمت بیش از حد و آسیب پذیر است.
  2. واگرایی بین نوسان نما و عملکرد قیمت وقتی نوسانگر در یک موقعیت شدید قرار دارد، معمولا یک هشدار مهم است.
  3. عبور از خط صفر (یا نقطه ی میانی) می تواند سیگنال های معاملاتی مهممممی در جهت روند قیمت باشد.

اندازه گیزی جنبش

این مفهوم پایه ای ترین حالت کاربردی از اسیلاتورهاست که در آن سرعت تغییرات قیمت نسبت به سطوح واقعی که قیمت در آن قرار دارد اندازه گیری می شود.

برای ساخت یک خط جنبش ۱۰ روزه باید قیمت های پایانی ۱۰روز قبل را از آخرین قیمت پایانی کسر کنیم سپس این مقدار مثبت یا منفی نسبت به خط صفر ترسیم می شود.

اگر آخرین قیمت نهایی زیر قیمت نهایی ۱۰ روز گذشته باشد (قیمت ها کاهش یافته اند)، در این صورت یک مقدار منفی زیر خط صفر ترسیم می شود.

سرعت ۱۰ روز یک دوره ی زمانی پر کاربرد است، اما باید توجه داشت که محاسبه ی آن برای هر دوره ی زمانی قابل استفاده است. یک دوره ی زمانی کوتاه تر (مانند ۵ روز) با ایجاد نوسانات برجسته تر خط جساس تری تولید می کند.

تعداد روزهای طولانی تر (مانند ۴۰ روز) منجر به یک خط بسیار نرم تر می شود که نوسانات نوسان نما در آن کم دامنه تر دارند.

اندازه گیری میزان صعود یا نزول

با ترسیم اختلافات قیمت برای مدت زمان مشخصی، این نمودار نرخ نزولی یا صعودی را مطالعه می کند. اگر قیمت ها در حال افزایش باشند و خط حرکت بالاتر از خط صفر و در حال افزایش باشد، این بدان معنی است که روند صعودی در حال شتاب گرفتن است.

اگر خط شتاب اسیلاتور شروع به صاف شدن کند، این بدان معنی است که دستاوردهای جدید که توسط آخرین قیمت ها حاصل می شوند، همان دستاوردهای ۱۰روز قبل است.

در حالی که قیمت ها ممکن است هنوز در حال رشد باشند، نرخ رشد (یا سرعت) پایین آمده است. هنگامی که خط حرکت به سمت خط صفر شروع می شود، به سرعت کاهش می یابد. روند صعودی رو به کاهش است.

هنگامی که خط جنبش به زیر صفر برسد قیمت پایانی کنونی از قیمت پایانی ۱۰روز گذشته کمتر است و روند کاهشی را در اینجا مشاهده میکنیم.

با ادامه ی حرکت، روند نزولی دورتر از زیر خط صفر قرار میگیرد، و روند نزولی افزایش می یابد. تا زمانی که خط دوباره سیر صعودی را از سر بگیرد تحلیلگر می داند که روند نزولی رو به اتمام است.

یادآوری این نکته ضروری اشت که شتاب اختلاف بین قیمت ها را در دو بازه ی زمانی اندازه گیری می کند. برای پیش برد خط، باید قیمت سود روز آخر را بیشتر از دستاوردهای ۱۰ روز قبل باشد.

اگر قیمت ها فقط با همان قیمت ۱۰ روز پیش پیشرفت کنند، خط حرکت صاف خواهد بود. اگر آخرین افزایش قیمت از ۱۰ روز قبل کمتر باشد، هر چند قیمت ها همچنان در حال افزایش باشند، خط حرکت شروع به کاهش می کند.

به این ترتیب خط جنبش نرخ رشد یا نزول را در روند کاهشی یا افزایشی اندازه گیری میکند.

خط جنبش جلوتر از تغییرات قیمت حرکت می کند

این ساختار به گونه ای است که خط حرکت همیشه یک قدم جلوتر از جرکت قیمت است. این خط پیش روی یا کاهش قیمت را هدایت می کند، در حالی که روند فعلی قیمت هنوز هم در جریان است روند را ترک می کند.

پس از شروع به پایین آمدن قیمت، این روند در جهت مخالف شروع به حرکت میکند.

تقاطع با خط صفر به عنوان اخطار خرید یا فروش

نمودار حرکت دارای خط صفر است. بسیاری از تکنسین ها برای تولید سیگنال های خرید و فروش از تقاطع خط صفر استفاده می کنند. عبور از خط صفر رو به بالا می تواند یک سیگنال خرید باشد و عبور از خط صفر رو به پایین، یک سیگنال فروش باشد.

با این وجود، مجددا باید تاکید کرد که تحلیل روند اساسی هنوز مورد تاکید قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل نوسانگر نباید به عنوان بهانه ای برای تجارت در روند حاکم بر بازار استفاده شود.

در صورت بالا رفتن روند بازار، موقعیت های خرید فقط باید در تقاطع های بالای خط صفر صورت بگیرند. تقاطع با خط صفر رو به پایین نیز اخصار فروش است.

ساخت یک اسیلاتور با استفاده از دو میانگین متحرک

عبور رو به بالا یا رو به پایین میانگین متحرک کوتاه مدت از میانگین متحرک بلند مدت می تواند اخطار خرید یا فروش باشد. تقابل میانگین متحرک می تواند برای ساخت نمودارهای توسان ساز استفاده شود.

این کار را می توان با ترسیم اختلاف بین دو میانگین به عنوان یک هیستوگرام انجام داد. این میله های هیستوگرام به عنوان یک مقدار مثبت یا منفی در اطراف یک خز صفر متمرکز ظاهر می شوند.

این اسیلاتور سه کاربرد دارد:

  1. برای کمک به اختلاف نقاط
  2. برای کمک به شناسایی تغییرات کوتاه مدت از روند بلند مدت، هنگامی که میانگین متحرک کوتاه مدت خیلی بالاتر از حد متوسط یا پایین تر از میانگین بلند مدت حرکت می کند
  3. برای اشاره به تقاطع های دو میانگین متحرک، که در هنگام عبور از نوسان نما از خط صفر رخ می دهد.

میانگین کوتاه مدت توسط میانگین بلند مدت تقسیم می اسیلاتورها شود. در هر دو حالت میانگین کوتاه مدت حول میانگین متحرک بلند مدت نوسان می کند که تاثیر آن بر نقطه ی صفر مد نظر است.

اگر میانگین متحرک کوتاه مدت تر بالاتر از میانگین متحرک بلندمدت تر قرار داشته باشد اسیلاتور عدد منفی را نشان می دهد و بالعکس.

هنگامی که دو خط میانگین متحرک خیلی دور از هم قرار دارند، یک نقطه ی بحران در بازار شکل می گیرد که خواستار توقف در روند است.

چه زمانی اسیلاتورها مفیدتر هستند؟ اسیلاتور

مواقعی وجود دارد که نوسان نماها مفیدتر از سایرین هستند. در دوره های بازار ناپایدار، با افزایش قیمت برای چند هفته یا چندماه، نوسان نما حرکت قیمت را از نزدیک دنبال می کند.

قله ها و فرورفتگی های موجود در نمودار قیمت تقریبا به طور دقیق با قله ها و فرو رفتگی های موجود در نوسان نما هم زمان است. از آنجا که هم قیمت و هم نوسان نما روند خنثی دارند، بسیار شبیه به هم هستند.

با این حال، در برخی از زمان، شکست قیمت رخ می دهد و روند صعودی یا نزولی جدید آغاز می شود. نوسان گر به طور ذاتی دقیقا همان طور که شکستن در حال وقوع است در وضعیت شدیدی قرار دارد.

هر گاه شکست به سمت صعودی باشد، نوسان نما در حالت خرید هیجانی است. یک فروش هیجانی معمولا با یک شکست نزولی همراه است.

در چنین مواردی، نوسان نما باید نادیده گرفته شود. دلیل این امر این است که در مراحل اولیه ی یک روند جدید، به دنبال یک شکست مهم، اسیلاتورها اغلب خیلی سریع به نقطه ی بحران رسیده و برای مدتی در آنجا می مانند. اسیلاتور

تجزیه و تحلیل روند اساسی باید در چنین مواقعی مورد توجه اصلی قرار گیرد و نوسان نماها باید نقش کمتری داشته باشند.

معامله گران با وجود اخطارهایی مبنی بر شروع روند اصلی بسیاری از حرکات پر پتانسیل بازار را از دست می دهند، چرا که منتظر شرایط فروش هیجانی اسیلاتور هستند تا خرید انجام دهند.

بهتر است در مراحل اولیه ی شروع یک روند، اهمیت کمتری به اسیلاتورها داده شود، ولی زمانی که حرکت قطعی شد به اخطارهای آنها کاملا توجه کنید.

اساس کار اسیلاتور LC

وظیفه اسیلاتورها، تبدیل ورودی DC (منبع ولتاژ) به خروجی AC (به شکل موج) است. خروجی اسیلاتور، ممکن است انواع مختلفی از شکل موج با فرکانس‌های مختلف باشد. این شکل موج خروجی، بسته به کاربرد ممکن است پیچیده یا یک موج ساده سینوسی باشد.

از اسیلاتورها در بسیاری از تجهیزات آزمایش استفاده می‌شود. در این حالت، شکل موج خروجی ممکن است موج سینوسی، مربعی، دندان اره‌ای، مثلثی یا قطار پالس با پهنای ثابت و متغیر باشد. از اسیلاتورها در مدارهای «فرکانس رادیویی» (Radio Frequency) نیز استفاده می‌شود. اسیلاتورهای LC مشخصات نویز فاز مناسبی دارند و به آسانی در مدار تعبیه می‌شوند.

اساس کار اسیلاتور LC

اسیلاتور LC، اساسا یک تقویت‌کننده با فیدبک مثبت یا «فیدبک بازتولیدی» (Regenerative Feedback) است. یکی از مشکلات معمول در طراحی مدارهای الکترونیکی، متوقف کردن نوسان تقویت‌کننده‌ها و واداشتن اسیلاتورها به نوسان است.

اسیلاتور LC به دلیل غلبه بر تلفات موجود در مدار تشدید فیدبک خود، کار می‌کند. انرژی DC در فرکانس مورد نیاز به «مدار تشدید» (Resonator Circuit) اعمال می‌شود. در این حالت، مدار تشدید می‌تواند خاصیت سلفی، خازنی یا سلفی – خازنی پیدا کند. به عبارت دیگر، اسیلاتور LC یک تقویت‌کننده است که از فیدبک مثبت برای تولید موج با فرکانس مطلوب در خروجی خود استفاده می‌کند و نیازی به سیگنال ورودی ندارد.

بنابراین، اسیلاتور LC یک «مدار خود‌ نگهدار» (Self Sustaining Circuit) است که در خروجی خود، شکل موج متناوب در یک فرکانس مشخص تولید می‌کند.

برای اینکه یک مدار الکترونیکی نوسان کند، باید مشخصات زیر را داشته باشد:

  1. تقویت‌کننده سیگنال باشد.
  2. فیدبک مثبت یا بازتولید داشته باشد.
  3. شبکه فیدبک در فرکانس معینی کار کند.

اسیلاتور LC، یک تقویت‌کننده حلقه باز و یک تقویت‌کننده سیگنال کوچک در فیدبک خود دارد. برای شروع به کار اسیلاتور، بهره تقویت‌کننده حلقه باز باید برابر یک یا کمی بزرگتر از آن باشد. اما برای ادامه کار اسیلاتور، متوسط بهره حلقه باید برابر با یک باشد. علاوه بر اجزای راکتیو، یک تقویت‌کننده مانند تقویت‌کننده عملیاتی یا ترانزیستور دوقطبی نیز مورد نیاز است.

انرژی منبع DC توسط اسیلاتور در فرکانس معین به انرژی AC تبدیل می‌شود. بنابراین، اسیلاتور LC بر خلاف تقویت‌کننده، احتیاج به منبع ورودی AC ندارد.

بهره اسیلاتور بدون فیدبک

فرض کنید که اسیلاتور، شبکه فیدبک ندارد. در این حالت، بهره اسیلاتور عبارت است از:

که در آن AVAV، بهره ولتاژ حلقه باز است.

بهره اسیلاتور با مدار فیدبک

حال فرض کنید که اسیلاتور مدار فیدبک دارد. بهره نوسان‌گر در این حالت به صورت زیر به دست می‌آید:

که در آن، ββ «کسر فیدبک» (Feedback Fraction) و AβAβ بهره حلقه، (1+Aβ)(1+Aβ) ضریب فیدبک و GvGv بهره حلقه بسته است.

همانطور که گفته شد، اسیلاتورها مدارهایی هستند که یک ولتاژ پیوسته با فرکانس معین در خروجی خود تولید می‌کنند و از سلف، خازن یا مقاومت تشکیل شده‌اند. این عناصر به همراه شبکه فیدبک، یک مدار تانک تشدیدی LC ایجاد می‌کنند که انتخاب‌گر فرکانس است.

شبکه فیدبک، یک مدار تضعیف‌کننده با بهره کمتر از یک است. به این ترتیب، می‌توان گفت که کسر فیدبک اسیلاتورها کوچکتر از یک است (β<1β<1). در صورتی که بهره حلقه بزرگتر از یک باشد (Aβ>1Aβ>1)، اسیلاتور شروع به کار می‌کند. با ادامه کار اسیلاتور، بهره حلقه به یک برمی‌گردد (Aβ=1Aβ=1).

فرکانس اسیلاتورهای LC، با استفاده از یک مدار سلفی – خازنی (LC) تشدیدی یا «تنظیم‌شده» (Tuned Circuit)، قابل کنترل است. فرکانس خروجی را در این حالت، نام «فرکانس نوسان» (Oscillation Frequency) می‌نامند.

اگر شبکه فیدبک اسیلاتور، راکتیو باشد، زاویه فاز فیدبک تابعی از فرکانس خواهد بود. این زاویه، «جابجایی فاز» (Phase Shift) نام دارد.

اسیلاتور (Oscillator) در تجزیه و تحلیل تکنیکال چیست؟

اسیلاتور ابزاری برای تجزیه و تحلیل تکنیکی است که باند های کم و زیاد را بین دو مقدار شدید ایجاد می کند و سپس یک شاخص روند ایجاد می کند که در این مرزها نوسان می کند . تریدرها از شاخص روند برای کشف شرایط خرید کوتاه مدت یا فروش بیش از حد استفاده می کنند . هنگامی که مقدار اسیلاتور به مقدار فوق العاده بالایی نزدیک می شود ، تحلیلگران تکنیکال این اطلاعات را به معنای خرید بیش از حد دارایی تفسیر می کنند و با نزدیک شدن به حد پایین تر ، تریدر ها دارایی را بیش از حد می فر‌شند .

نکات کلیدی

  • اسیلاتورها شاخص های حرکتی هستند که در تحلیل تکنیکی استفاده می شوند ، و نوسانات آنها به نوار بالا و پایین محدود می شود .
  • وقتی مقادیر اسیلاتور به این باندها نزدیک می شوند ، سیگنالهای خرید بیش از حد یا فروش بیش از حد را به معامله گران ارائه می دهند .
  • اسیلاتورها اغلب با اندیکاتورهای متحرک میانگین ترکیب می شوند تا سیگنال شکست یا تغییر روند را نشان دهند .

اسیلاتورها چگونه کار می کنند؟

اسیلاتورها به طور معمول همراه با سایر شاخص های تجزیه و تحلیل تکنیکال برای تصمیم گیری در مورد معاملات استفاده می شوند . تحلیلگران وقتی اسیلاتورها بیشترین سود را دارند که نتوانند به راحتی روند مشخصی را در قیمت پیدا کنند ، معامله می کنند. نوسانگرهای متداول نوسانگر تصادفی ، مقاومت نسبی (RSI) ، سرعت تغییر (ROC) و جریان پول (MFI) هستند . در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، سرمایه گذاران نوسانگرها را یکی از مهمترین ابزارهای فنی برای درک می دانند ، اما ابزارهای فنی دیگری نیز وجود دارد که تحلیلگران برای افزایش ترید خود مفید می دانند ، مانند مهارت خواندن نمودار و شاخص های فنی .

اگر یک سرمایه گذار از یک اسیلاتور استفاده کند ، ابتدا دو مقدار را انتخاب می کنند . سپس ، با قرار دادن ابزار بین این دو ، نوسان ساز نوسان می کند و یک شاخص روند ایجاد می کند . سپس سرمایه گذاران از شاخص روند برای خواندن شرایط فعلی بازار برای آن دارایی خاص استفاده می کنند . وقتی سرمایه گذار می بیند که اسیلاتور به سمت مقدار بالاتر حرکت می کند ، سرمایه گذار دارایی را به عنوان خرید بیش از حد می خواند . د ر سناریوی مخالف ، وقتی نوسانگر به سمت مقدار پایین تر می رود ، سرمایه گذاران فروش بیش از حد دارایی را در نظر می گیرند .

مکانیزم یک اسیلاتور

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، یک سرمایه گذار نوسانگرها را در مقیاس درصدی از 0 تا 100 اندازه گیری می کند ، جایی که قیمت بسته شدن نسبت به کل محدوده قیمت برای تعداد مشخصی از میله ها در یک نمودار میله ای مشخص است . به منظور دستیابی به این هدف ، تکنیک های مختلف دستکاری و صاف کردن چندین میانگین متحرک را به کار می گیرد . وقتی بازار در یک محدوده خاص معامله می شود ، نوسانگر نوسانات قیمت را دنبال می کند و وقتی بیش از 70 تا 80 درصد از کل محدوده قیمت مشخص شده باشد ، شرایط خرید بیش از حد را نشان می دهد که نشان دهنده یک فرصت فروش است . وقتی اسیلاتور به زیر 30 تا 20 ٪ می رسد ، یک شرایط فروش بیش از حد وجود دارد که نشان دهنده یک فرصت خرید است.

سیگنالها تا زمانی که قیمت در محدوده تعیین شده باقی بمانند ، معتبر باقی می مانند . با این حال ، هنگامی که شکست قیمت رخ می دهد ، ممکن است سیگنال ها گمراه کننده باشد . تحلیلگران شکست مجدد قیمت را یا تنظیم مجدد محدوده ای که بازار فعلی به آ ن محدود شده یا ابتدای روند جدید می دانند . در طی شکست قیمت ، اسیلاتور ممکن است برای مدت زمان طولانی در محدوده خرید یا فروش بیش از حد باقی بماند .

تحلیل گران تکنیکال ، اسیلاتورها را برای بازارهای جانبی مناسب تر می دانند و آنها را در صورت استفاده همراه با یک اندیکاتور تکنیکال که بازار را در یک روند یا محدوده مشخص می کند ، موثرتر می دانند . به عنوان مثال ، می توان از یک شاخص متقاطع متحرک برای تعیین اینکه آیا یک بازار روندی دارد استفاده کرد یا نه . هنگامی که تحلیلگران تشخیص دادند بازار روندی ندارد ، سیگنال های یک اسیلاتور بسیار مفیدتر و موثرتر می شوند .

تفاوت اندیکاتورها و اسیلاتورها چیست؟ | آموزش صوتی بازار فارکس

تفاوت اندیکاتورها و اسیلاتورها چیست؟

تفاوت اندیکاتورها و اسیلاتورها چیست؟ | آموزش صوتی بازار فارکس

در پلتفرم متاتریدر در پنجره navigator ؛ شاخه ی «اندیکاتورها» قابل مشاهده است. اندیکاتورها ابزار جانبی هستند که در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شوند تا با بررسی الگوها و تغییرات صورت گرفته در نمودار ، قیمت احتمالی در آینده پیش‌بینی شود. اندیکاتورها برای کمک به تریدرها جهت تحلیل بهتر بازار بورس بین الملل (فارکس) و درک شرایط موجود طراحی شده‌‌اند.

اندیکاتورها از نظر کاربرد و نوع محاسبات به 4 دسته ی کلی تقسیم بندی می‌شوند:

1- اندیکاتورهای trend

3- اندیکاتورهای Volumes

4- اندیکاتورهای Bill Williams

شما میتوانید در سایت گوگل فارکس نیز یکسری از اندیکاتورهای کاربردی را بصورت رایگان دانلود و استفاده نمایید.

در ادامه میخواهیم بدانیم تفاوت اندیکاتورها و اسیلاتورها در چیست؟

در واقع اسیلاتور ها جدا از اندیکاتور ها نیستند و به عنوان یکی از شاخه های اندیکاتور ها شناخته می‌شوند.همانطور که در پلتفرم متاتریدر در زیر شاخه ی «اندیکاتورها» این مورد قابل مشاهده است.

اسیلاتورها دارای 2 کاربرد متفاوت هستند :

کاربرد اول : سیستم Divergence یا واگرایی قیمت تنها با اسیلاتورها قابل تشخیص است. و اندیکاتورها این قابلیت را ندارند.

همه چیز درباره استفاده از اندیکاتورهای متقدم و متأخر برای تشخیص روند

قبلا اندیکاتورها و اسیلاتورهای زیادی را که می‌توانند به شما کمک کنند که روند‌های بالقوه را شناسایی کنید بررسی کردیم.

در این درس قصد داریم استفادهٔ از این اندیکاتورها را برایتان ساده کنیم.

می‌خواهیم به طور کامل نقاط قوت و ضعف هر ابزار را درک کنید تا بتوانید تعیین کنید که کدام موارد برایتان مناسبند و کدام نیستند.

بیایید ابتدا در مورد برخی از مفاهیم بحث کنیم.

انواع اندیکاتورها و اسیلاتورها

دو نوع اندیکاتور وجود دارد:

اندیکاتور متقدم قبل از وقوع روند جدید یا اتمام یک روند به شما هشدار می‌دهد.

اما اندیکاتور متأخر ، بعد از آغاز شدن روند به شما اطلاع می‌دهد.

حتماً با خودتان فکر می‌کنید: « با اندیکاتورهای پیشرو حتما پولدار خواهم شد!» چون می‌توانید درست قبل از آغاز روند جدید وارد معامله شوید و سود کنید.

درست فکر می‌کنید.

«اگر اندیکاتور متقدم هر بار درست باشد می‌توانید روند را به دست می‌آورید». اما این طور نیست.

اندیکاتورهای پیشرو بسیار پرخطا هستند و به این مشهورند که حاوی نشانه‌های اضافی‌ای هستند که ممکن است شما را گمراه کنند.

پس اندیکاتورهای پیشرو ممکن است شما را گمراه کنند.

گزینهٔ دیگر استفاده از اندیکاتورهای متأخر است که به این اندازه در برابر نشانه‌های اضافی آسیب پذیر نیستند.

اندیکاتورهای متأخر تنها پس از آن که تغییر قیمت به روشنی روندی ایجاد کرد نشانه می‌دهند.

درست است که این اندیکاتورهای دقت مناسبی دارند اما همانطور که احتمالا متوجه شده‌اید عیب آنها این است که برای ورود به معامله کمی دیر خواهد بود.

اغلب بهترین زمان و بیشترین سود یک روند در چند کندل اول است پس با استفاده از نشانگر تأخیری ممکن است بیشتر سود را از دست بدهید و بسیار دیر از زمانی که لازم است وارد معامله شوید و هیچ‌کس چنین چیزی را دوست ندارد.

برای هدف این درس بیایید تمام اندیکاتورهای تکنیکال را در دو دسته جای دهیم:

  1. اندیکاتورها یا اسیلاتورهای پیشرو
  2. اندیکاتورهای متأخر یا دنبال‌کننده‌ی روند

ممکن است این دو دسته از اندیکاتورها به یکدیگر کمک کنند اما به طور جدی این احتمال هم وجود دارد که با یکدیگر در تناقض باشند.

یک باور عمومی وجود دارد که شما باید از اندیکاتورهای متأخر در بازار رونددار و از اندیکاتورهای پیشرو در بازار ساید و رنج استفاده کنید.

حرف ما این نیست که منحصراً باید از یکی از آنها استفاده شود بلکه باید معایب احتمالی هر یک از آن‌ها را درک کنید.

چطور از اسیلاتورها به عنوان هشداری برای انتهای روند استفاده کنیم؟

اسیلاتور، هر آیتم یا داده‌ای است که بین دو نقطه در حرکت باشد.

به عبارت دیگر همیشه در جایی بین نقطه‌ی A و B قرار می‌گیرد. به زمانی فکر کنید که کلید روشن در پنکهٔ برقی‌تان را می‌زنید.

نشانگرهای فنی شما باید یا «روشن» باشند یا «خاموش». به بیان خاص‌تر نوسانگر معمولاً یا «خرید» را نشان می‌دهد یا «فروش».

فقط موارد استثنائی هستند که که یک اسیلاتور یا نوسانگر به روشنی در هیچ یک از دو انتهای دامنهٔ خرید / فروش قرار ندارد.

احتمالا این ها باید برایتان آشنا باشد.

RSI و Stochastic و ویلیام و SAR همگی نوسانگر هستند.

هر یک از این نشانگرها برای این طراحی شده که وارونگی احتمالی را نشان دهد.

یعنی جایی که در آن روند قبلی مسیر خود را طی کرده و قیمت آمادهٔ تغییر جهت است.

نگاهی به چند مثال استفاده از اسیلاتورها

بیایید نگاهی به چند مثال داشته باشیم.

ما سه اسیلاتور را در نمودار روزانه‌ی زیر برای پوند انگلیس / دلار آمریکا را بررسی کردیم.

در مورد نحوهٔ استفاده از نشانگرهای تصادفی، SAR سهمی شکل و RSI صحبت کردیم.

اگر به یاد نمی‌آورید باید به کلاس های قبل برگردید!

به هر حال چنان که در نمودار می‌بینید، هرسه نشانگر تا آخر دسامبر سیگنال خرید می‌دهند.

انجام این معامله حدود ۴۰۰ پیپ سود داشته است.

سپس در هفتهٔ سوم ژانویه، اسیلاتورهای تصادفی، SAR سهمی شکل و RSI همگی نشانه‌ی فروش دادند و بر حسب این سه ماه نزول طولانی بعدی شروع شده است.

اگر فروخته بودید سود زیادی می‌کردید.

حدود اواسط آوریل هر سه نوسانگر یک سیگنال فروش دیگر دادند که پس از آن قیمت دوباره کاهش شدید پیدا کرد.

مثالی برای اشتباه اسیلاتورها

حالا بیایید نگاهی به اشتباه همین نوسانگرهای هدایت کننده داشته باشیم تا ببینید که نشانه‌ها هم بی عیب و نقص نیستند.

در نمودار زیر می‌توانید ببینید که نشانگرها ممکن است نشانه‌های ضد و نقیض بدهند.

مثل SAR در اواسط فوریه نشانه‌ی فروش داد در حالی که نشانگر تصادفی نشانه‌ی دقیقاً برعکس آن را داد. باید از کدامشان پیروی کنید؟

خب، به نظر می‌رسد RSI هم نامطمئن است چون در آن زمان نه نشانهٔ خرید داده و نه فروش.

چه اتفاقی برای این اسیلاتورهای خوب افتاده؟

پاسخ این سؤال در روش محاسبهٔ هر یک است .

  • اسیلاتور تصادفی بر اساس دامنهٔ بالا به پایین دوره ی زمانی است (در این مورد ساعتی)، اما تغییرات هر ساعت تا ساعت بعد را در نظر نمی‌گیرد .
  • نشانگر قدرت نسبی (RSI) از تغییر یک قیمت بسته شده تا بعدی استفاده می‌کند .
  • SAR محاسبات منحصر به فرد خود را دارد که می‌توانند باعث تناقض بیشتر شود .

این ماهیت نوسانگرهاست. آن‌ها فرض می‌کنند که یک حرکت قیمت خاص همیشه منجر به وارونگی یکسان می‌شود. البته این بی معنی است .

حتی اگر از این آگاه باشیم که چرا یک نشانگر هدایت کننده ممکن است نادرست باشد، راهی برای اجتناب از آنها نداریم .

اگر نشانه‌های درهم و برهمی دریافت می‌کنید، بهتر است هیچ کاری نکنید تا «بهترین حدس» را بزنید. اگر نموداری تمام معیارهای شما را برآورده نمی‌کند به زور معامله نکنید !

به سراغ مورد بعدی بروید که معیارهایتان را برآورده می‌کند .

چطور می‌توانیم یک روند را پیدا کنیم؟

نشانگرهایی که می‌توانند این کار را انجام دهند MACD و میانگین‌های در حال حرکت هستند .

این نشانگرها وقتی روندی برقرار شد آن را پیدا می‌کنند البته به این قیمت که ورود دیرهنگام صورت می‌گیرد .

مزیت آنها این است که احتمال اشتباه کمتر است .

در نمودار فوق مبنی اسیلاتورها بر پوند انگلیس / دلار آمریکا، ۱۰EMA (آبی)، ۲۰EMA (قرمز) و MACD را قرار داده‌ایم.

حدود ۱۵ اکتبر ۱۰ EMA از بالای ۲۰EMA گذشت که در جهت صعودی بود.

به همین شکل MACD رو به بالا عبور کرد و نشانهٔ خرید داد.

اگر در آن زمان معاملهٔ طولانی می‌کردید از روند رو به بالای پس از آن استفاده می‌کردید.

بعداً هر دوی میانگین حرکت و MACD چند نشانهی فروش دادند.

بر حسب روندهای رو به پایین قوی که رخ دادند، این معامله‌های فروش بسیار سودده بوده‌اند.

حالا بیایید به نمودار دیگری توجه کنیم تا ببینیم که این نشانه‌های عبور گاهی ممکن است نشانه‌ی غلط بدهند. به اینها نشانه‌های نادرست می گوییم.

در ۱۵ مارس، MACD عبوری در جهت ترقی داشت در حالی که میانگین‌های حرکت هیچ نشانه‌ای نداشتند.

اگر از نشانهی خرید MACD پیروی می‌کردید، بعدها متوجه می‌شوید که این نشانه اشتباه بوده است.

به همین شکل نشانه‌ی خرید MACD در پایان ماه می همراه با عبور میانگین حرکت نبود. اگر در آن زمان وارد معاملهٔ دراز مدت می‌شدید بعداً ضرر می‌کردید چون کمی بعد قیمت کاهش پیدا کرد.

خلاصه‌ی مبحث اسیلاتورهای پیشرو و متأخر

خلاصه‌ای از این درس:

دو نوع نشانگر وجود دارد: پیشرو و متأخر

  1. اسیلاتور هدایت‌کننده یا پیشرو قبل از وقوع روند جدید یا وارونگی سیگنال می‌دهد.
  2. نشانگر متأخر، پس از آغاز روند سیگنال می‌دهد.

چطور می‌توانید بفهمید که در چه زمانی از اسیلاتور پیشرو استفاده کنید، چه زمانی از متأخر و چه زمانی از هر دو؟

این یک سؤال یک میلیون دلاری دیگر است.

به هر حال میدانیم که همیشه این اسیلاتورها به دنبال هم عمل می‌کنند.

اگر بتوانید نوع بازاری را که در آن معامله می‌کنید مشخص کنید می‌توانید بفهمید که کدام اسیلاتورها نشانه‌های درست می‌دهند و کدام‌ها در آن زمان بی‌ارزش هستند.

این کار راحتی نیست. اما مهارتی است که به تدریج با کسب تجربهٔ بیشتر کسب می‌کنید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا