پلتفرم معاملاتی فارکس در ایران

نظریۀ داو

داو جونز، شاخص

تعیین شاخص‌های روزانه و هفتگی قیمت‌های منتخبی از سهام و اوراق قرضه. مؤسسه داوجونز و شرکاء [۱] در نیویورک [۲] ، شاخص‌ها را محاسبه و در روزنامۀ اصلی خود، وال استریت ژورنال [۳] ، منتشر می‌کند. سرمایه‌گذاران و اقتصاددانان، با ملاحظه و بررسی شاخص‌های داوجونز عملکرد بخش‌هایی از بازار بورس و یا همۀ بازار بورس و اقتصاد کشور را کنترل می‌کنند. بالا و پایین رفتن شاخص‌ها، بر تصمیم سرمایه‌گذاران مبنی بر زمان و چگونگی خرید و فروش اوراق بهادار مؤثر است و همچنین، می‌تواند در اتخاذ تدابیر ملّی اقتصادی تأثیرگذار باشد. سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران مالی به هفت شاخص از شاخص‌های داوجونز بیشتر توجه دارند. از این شاخص‌ها، سه شاخص به میانگین‌های روزانۀ قیمت هر سهم از سهام برگزیده، در سه بخش کلان اقتصادی در صنعت، حمل و نقل و خدمات همگانی (مثل برق ـ تلفن) ارتباط دارد. شاخص چهارم، ترکیبی از شاخص‌های سه بخش اقتصادی است. در ۱۸۸۲، دو روزنامه‌نگار با نام‌های چارلز هنری داو [۴] و ادوارد جونز [۵] به اتفاق چارلز برگْسترِ‌سر [۶] شرکت داوجونز را بنیاد نهادند. میانگین صنعتی داوجونز [۷] ، که داو [۸] نیز نامیده می‌شود، مهم‌ترین شاخصۀ عملکرد بازار بورس امریکا است. این شاخصه، میانگینی از ارزش سهام ۳۰ شرکت بسیار بزرگ و عمدتاً صنعتی ایالات متحد است. گزارش یک واحد تغییر در بهای هر سهم [۹] در رسانه‌های خبری امریکا، عملاً اشاره به عملکرد داو دارد. اقتصاددانان نیز عملکرد درازمدت میانگین صنعتی داوجونز را زیر نظر دارند و در مورد بازار بورس بر اساس نظریۀ داو [۱۰] قضاوت می‌کنند. براساس نظریۀ داو، میانگین صنعتی داوجونز و میانگین بخش اقتصادی حمل‌ونقل برای تثبیت روند عملکرد گسترده‌تر بازار بورس باید با یکدیگر هماهنگ باشند. ارزش شاخص صنعتی داو برای اندازه‌گیری عملکرد عمومی بازار بورس محدود است؛ زیرا این شاخص، در اصل چیزی جز عملکرد چند شرکت بسیار بزرگ جهانی نیست و برای ارزیابی سهام شرکت‌های خارج از بخش صنعت و یا شرکت‌های کوچک‌تر کاربرد زیادی ندارد. انتخاب سهام مندرج در فهرست میانگین صنعتی داوجونز، بر عهدۀ سردبیران روزنامۀ وال استریت جورنال است. اقتصاددانان این سهام را سهام پر سود [۱۱] می‌نامند. شرکت داوجونز در ۱۹۹۹، برای چندمین‌بار در فهرست میانگین صنعتی داوجونز تجدیدنظر کرد و ازجمله تعدادی شرکت جدید چون اینتل [۱۲] و مایکروسافت [۱۳] را به آن افزود.

آشنایی با 6 اصل اولیه و اساسی طبق نظریه داو در تحلیل تکنیکال

داو جونز

چالرز داو، بنیانگذار داوجونز و موسس وال استریت ژورنال می باشد. نظریه داو پس از مرگ وی با جمع آوری مقالاتش شکل گرفت نظریه داو دارای ۶ اصل اساسی می باشد که توسط همیلتون، نلسن، رها و رابرت جمع آوری شده است و ما در این مطلب به بررسی اصول مقدماتی این نظریه خواهیم پرداخت.

نظریه چارلز داو در تحلیل تکنیکال

ریشه علم تحلیل تکنیکال متعلق به صدها سال پیش می باشد و طبق بعضی از منابع تاریخی به نظر می رسد که علم تحلیل تکنیکال در قرن ۱۸ برای نخستین بار در ژاپن و توسط یک تاجر برنج به نام Homma Munehisa پدید امده است سپس در قرن ۱۹ در آمریکا “چارلز داو” در این زمینه شروع به فعالیت نمود و در حال حاضر او را پدر علم تحلیل تکنیکال نوین می دانند.

آشنایی با نظریه داو در تحلیل تکنیکال و 6 اصل اساسی آنداو با ثبت متوسط بالا و پایین قیمت‌های روزانه، هفتگی و ماهانه، الگوهای آنها و جریانات بازار را مرتبط ساخت و بعد از آن نوشتن مقالاتی در نشریه «وال استریت ژورنال» را آغاز کرد و سپس توضیح داد که چگونه الگوهای خاصی در بازار به وقوع پیوسته است.

چالرز داو، بنیانگذار داوجونز و موسس وال استریت ژورنال می باشد. نظریه داو پس از مرگ وی با جمع آوری مقالاتش شکل گرفت.

نظریه داو دارای ۶ اصل اساسی می باشد که توسط همیلتون، نلسن، رها و رابرت جمع آوری شده است و اصول مقدماتی این نظریه به شرح زیر می باشد:

1-همه چیز در میانگین ها لحاظ می شود

جمله همه چیز در میانگین ها یا همان شاخص ها لحاظ می شود به این معنی می باشد که تمامی اتفاقات در میانگین تاثیر گذارند و دیگر نیازی به بررسی تمامی فاکتورها نیست .

البته بازارها قادر به پیش بینی حوادثی مانند زلزله و سایر بلایای طبیعی نیستند اما از این وقایع متاثر می شوند و به طور تقریبی همزمان در عملکرد قیمت نشان داده خواهد شد.

۲- بازار ۳ نوع روند دارد

پیش از بحث درباره چگونگی این روندها لازم است که نظریه چارلز داو را در این مورد بیان کنیم. روند صعودی از نظر داو این طور تعریف می شود که هرگاه قیمت در یک رالی (موج) صعودی بالاتر از رالی(موج)صعودی قبل از آن قرار بگیرد و یا قیمت در یک حفره(موج) نزولی بالا تر از حفره(موج) نزولی پیش از آن قرار گیرد یک روند صعودی خواهیم داشت.

به بیان ساه تر روند صعودی الگویی از نوسان های رو به بالا و روند نزولی مجموعه ای از نوسان های رو به پایین می باشد.

به این موضوع توجه داشته باشید که در یک روند صعودی، امکان دارد قیمت بارها به سمت بالا و پایین در حال نوسان باشد اما در نهایت که به روند آن نگاه کنید مشخص میشود که برآیند آن دارای شیب مثبت است.

در واقع این تعریف داو همان اساس تحلیل روندها میباشد، داو معتقد بود که قوانین عمل و عکس العمل همانگونه که در جهان مادی موجودیت دارند برای بازارهای سرمایه هم نظریۀ داو صادق می باشد.

نظریه داو

بر اساس نظریه داو ، یک روند شامل سه روند دیگر هم می باشد که این روندها به شرح زیر می باشد:

  1. روند اولیه
  2. روند ثانویه
  3. روند کوچک

بر اساس نظریه داو جریانات قادرند حتی تا سال های متوالی به حرکت خود ادامه دهند.

در واقع روند ثانویه، تصحیح در روند اولیه یا همان جریان می باشد و اکثر اوقات قیمت ها در یک سوم تا دو سوم روند قبلی خود تصحیح خواهند شد همچنین مدت زمان روند ثانویه به طور معمول بین ۳ هفته تا ۳ ماه می باشد.

روند کوچک در نظریه داو نشان دهنده نوسان هایی می باشد که در روند ثانویه به وجود می آیند که مدت زمان آن به طور معمول کمتر از ۳ هفته می باشد.

۳- روندهای بزرگ دارای ۳ مرحله هستند

بیشترین توجه داو بر روی روند اولیه بود که روند اولیه شامل ۳ مرحله می باشد که این مراحل به شرح زیر است :

  1. مرحله تراکم یا تجمیع: سرمایه گذاران اگاه در این مرحله وارد می شوند
  2. مرحله مشارکت عمومی: اکثر تحلیل گران شروع به ورود می کنند
  3. مرحله توزیع: مرحله ای که رسانه ها به طور گسترده شروع به انتشار اخبار و تحلیل های مثبت می کنند

مرحله تراکم یا تجمیع

در مرحله تراکم یا تجمیع سرمایه گذاران آگاه و زیرک وارد بازار می شوند.در صورتی که روند قبل از آن نزولی باشد سرمایه گذاران آگاه متوجه خواهند شد که موانع و اخبار بدی که قیمت سهم را کاهشی کرده بود رو به کاهش می باشد.

مرحله مشارکت عمومی

در مرحله مشارکت عمومی اکثر تحلیلگران تکنیکال اقدام به سرمایه گذاری می کنند. در این مرحله قیمت خیلی سریع شروع به رشد می کند و اخبار اقتصادی به صورت مثبت خواهد شد.

در مرحله توزیع روزنامه ها بطور گسترده اخبار و تحلیل های مثبت را منتشر میکنند و در مرحله توزیع اخبار اقتصادی در بهترین حالت است و حجم معاملات در جریان مشارکت عمومی افزایش می یابد.

در این مرحله سهامدارانی که در مرحله تراکم یا تجمیع در اواخر دوران نزولی شروع به خرید کرده بودند قبل از اینکه خریداران دیگر آماده فروش شوند شروع به عرضه خواهند کرد.

۴- شاخص ها باید یکدیگر را تایید کنند

داو نظریه ی خود را با تجزیه و تحلیل ۲ شاخص بازار یکی صنعت و دیگری راه اهن آغاز نمود و سپس متوجه شد زمانی که این ۲ شاخص واگرایی داشته باشند یعنی بر خلاف هم حرکت کنند روند قبلی ادامه خواهد داشت و بلعکس.

همچنین وی متوجه شد که شرط آغاز روند افزایشی این میباشد که هر دو شاخص از موج دوم که بالاترین رقم موج است بالاتر قرار بگیرند.

هر چند که طبق نظریه چارلز داو لزومی ندارد که هر دو اخطار یا علامت، در یک زمان ایجاد شوند اما هر چه فاصله میان آن ها کمتر باشد تایید قوی تری بر تشخیص روند به دست می دهد.

نظریه داو

به تصویر فوق توجه کنید. تصویر بالا نمونه ای از تایید شاخص ها از یکدیگر در نظریه چارلز داو می باشد که– در ابتدای سال ۱۹۹۷ (نقطه یک) شاخص حمل و نقل شکست مقاومت در شاخص صنعت را تایید می کند و در ماه May همان سال (نقطه دو) شاخص صنعت شکست و مقاومت در شاخص حمل و نقل را تایید می کند.

۵- حجم معاملات باید روند را تصدیق کند

طبق نظریه داو حجم معاملاتی یک عامل ثانویه اما بسیار مهم می باشد که برای تایید اخطار ها هم بسیار مهم است.

در واقع حجم معاملات باید هم جهت با جهت روند اصلی باشد.

در روندهای بزرگ صعودی، حجم معاملات باید به همراه افزایش قیمت ها بالا رود

در روندهای نزولی حجم نظریۀ داو معاملات در نوسانات مثبت کاهش و در نوسانات نزولی افزایش پیدا می کند.

بر اساس تئوری داو جونز اخطارهای خرید و فروش مبتنی بر قیمت نهایی می باشد و حجم معاملات یک عامل ثانویه به حساب می آید. بدون تردید حجم معاملات چه افزایشی باشد و چه کاهش، عامل مهمی در تصمیم گیری هاست.

۶- روندها تا زمانی که اخطارهای قطعی بازگشت را دریافت نکنند به حرکت خود ادامه می دهند

ماهیت اصل ۶ بیان کننده این موضوع است که هر چیز متحرکی تمایل دارد جهت حرکت خود را حفظ کند مگر اینکه یک نیروی خارجی باعث تغییر جهت آن شود.

کاربران نظریه چارلز داو در اکثر اوقات موافق با اخطارهای اولیه بازگشت روند نیستند که شکل ۱ و ۲، این مخالفت ها را نان می دهد.

در شکل ۱، موج صعودی در نقطه c پایین تر از نقطه اوج قبلی (نقطه A) است. سپس قیمت تا پایین تر از نقطه B کاهش می یابد.

وقوع این حالت و دو موج کاهشی اخطار فروش واضحی را در نقطه S که پایین تر از نقطه B است ارائه می دهد. اکثر اوقات این الگوی برگشتی نوسان ناموفق نامیده می نظریۀ داو شود.

نظریه داو

شکل ۱- نوسان ناموفق: نقطه پیک c نتوانسته است بر نقطه اوج A غلبه کند و قیمت به پایین تر از نقطه B ادامه یافته و اخطار فروش در نقطه s مشاهده می شود.

در شکل ۲، موج صعودی که به نقطه C ختم شده است از موج صعودی قبل آن یعنی A بالاتر رفته است و سپس شروع به کاهش به نقطه پایین تر از B کرده است.

بعضی از تحلیل گرانی که از تئوری داو جونز استفاده می کنند، به شکسته شدن حمایت S1 اکتفا نمی کنند و آن را اخطار فروش قطعی نمی دانند. این دسته ترجیح می دهند تا موج صعودی که نقطه پیک آن از نقطه C کمتر است یعنی نقطه E را ببینند سپس منتظر می مانند تا نزول قیمت تا زیر نقطه D (یعنی شکست حمایت S2) را نیز مشاهده کنند.

برای آنها اخطار واقعی فروش در نقطه S2 است که از دو بار شکست حمایت و یک بار ناتوانی در صعود به دست آمده است.

نظریه داو

شکل ۲- ملاحظه می کنید که نقطه c قبل از اینکه به پایین تر از نقطه B برسد از نقطه A فراتر رفته است. کاربران تئوری داو جونز ، اخطار فروش را در نقطه S1 مشاهده می کنند. ولی برخی از آنها قبل از نزول در نقطه S2 باید نقطه پیک پایین تری را در نقطه E ببینند.

الگوی نوسان ناموفق نسبت به این الگو اعتبار کمتری دارد. شکل های ۳ و ۴، همین رخدادها را در بازار نزولی نشان می دهد.

نظریه داو

شکل ۳- نوسان ناموفق کف: اخطار خرید هنگامی که قیمت از نقطه B1 فراتر می رود مشاهده می شود.

نظریه-داو-چیست

نحوه سپرده گذاری و تجارت گزینه های دودویی در Binarium

نحوه سپرده گذاری و تجارت گزینه های دودویی در Binarium

نحوه باز کردن حساب نمایشی در Binarium

نحوه باز کردن حساب نمایشی در Binarium

نحوه ورود به سیستم Binarium

نحوه ورود به سیستم Binarium

نحوه تماس با پشتیبانی Binarium

نحوه تماس با پشتیبانی Binarium

نحوه تأیید حساب در Binarium

نحوه تأیید حساب در Binarium

نحوه تجارت در Binarium برای مبتدیان

نحوه تجارت در Binarium برای مبتدیان

Binarium

یک زبان را انتخاب کنید

دسته محبوب

اخبار محبوب

نحوه ورود و واریز پول در Binarium

نحوه ورود و واریز پول در Binarium

نحوه تماس با پشتیبانی Binarium

نحوه تماس با پشتیبانی Binarium

بررسی Binarium

بررسی Binarium

آخرین خبرها

نحوه سپرده گذاری و تجارت گزینه های دودویی در Binarium

نحوه سپرده گذاری و تجارت گزینه های دودویی در Binarium

نحوه باز کردن حساب نمایشی در Binarium

نحوه باز کردن حساب نمایشی در Binarium

نحوه ورود به سیستم Binarium

نحوه ورود به سیستم Binarium

DMCA.com Protection Status

این نشریه یک ارتباط بازاریابی است و به منزله مشاوره یا تحقیق در مورد سرمایه گذاری نیست. محتوای آن بیانگر دیدگاه های عمومی متخصصان ما است و شرایط شخصی ، تجربه سرمایه گذاری یا وضعیت مالی فعلی خوانندگان را در نظر نمی گیرد.

اعلان خطر عمومی: تجارت شامل سرمایه گذاری با ریسک بالا است. سرمایه هایی را که آماده از دست دادن آنها نیستید سرمایه گذاری نکنید. قبل از شروع ، توصیه می کنیم با قوانین و شرایط تجارت مشخص شده در سایت ما آشنا شوید. هرگونه مثال ، راهنمایی ، استراتژی و دستورالعمل در سایت توصیه های تجاری نیست و از نظر قانونی الزام آور نیست. تاجران تصمیمات خود را به طور مستقل می گیرند و این شرکت مسئولیتی در قبال آنها بر عهده نمی گیرد. قرارداد خدمات در قلمرو دولت مستقل سنت وینسنت و گرنادین منعقد می شود. خدمات این شرکت در قلمرو دولت مستقل سنت وینسنت و گرنادین ها ارائه می شود.

اصل چهارم نظریه داو

در ادامه مقالات گذشته، امروز می خواهیم در مورد اصل چهارم نظریه داو صحبت کنیم و بیشتر در مورد این نظریه صحبت کنیم.

پس تا آخر این مقاله با ما همراه باشید.

اصل چهارم نظریه داو: شاخص‌ها باید یکدیگر را تایید کنند

برطبق آنچه که داو در بیان شاخص‌های صنعت و راه‌آهن گفته است هر نشانه یا اخطار زمانی اهمیت دارد

که هر دوی این شاخص‌ها(صنعت و راه‌آهن) اخطار یا علامت مشابهی را نشان بدهند و بدین گونه همدیگر را تایید کنند.

او دریافت که شرط آغاز روند افزایشی این است که هر دو شاخص از موج(بالاترین رقم موج) دوم بالاتر قرار بگیرند.

هر چند به نظر او لزومی نداشت که هر دو اخطار یا علامت باید در یک زمان ایجاد شوند

اما هر چه فاصله میان آن‌ها کمتر باشد تایید قوی‌تری بر تشخیص روند به دست می‌دهد.

داو متوجه شد که هرگاه این دو شاخص، واگرایی ایجاد کنند( برخلاف هم حرکت کنند)

روند قبلی همچنان پابرجا باقی می‌ماند. (نظریه موج‌های الیوت تنها به اخطار یکی از شاخص‌ها احتیاج دارد).

طبق این نظریه آقای داو، می‌گوید شاخص‌ها بایستی هم جهت باشند. یعنی نمیشه شاخص صنعت

صعودی باشد اما شاخص محصولات فلزی نزولی باشد.

آقای داو می‌گوید که لزومی نداره که هر دو اخطار یا هر دو علامت در یک زمان اتفاق بیفتند.

هر چه فاصله اینها کمتر باشد تایید قوی‌تری هست. مثلا شاخص صنعت صعودی هست

شاخص محصولات فلزی هم بهتر است صعودی باشد. و اگر یک زمانی قرار است اینها به

هم اخطار بدهند و تغییر روند بخواهند بدهند هر چه این اخطار تغییر روند نزدیک به هم باشد

از اعتبار بیشتری برخوردار هست.

اصل چهارم نظریه داو

در واقع ما اینجا کاری به شاخص کل بورس نداریم شاخص صنایع مهم است.

در واقع این شاخص‌ها بایستی همدیگر را تایید کنند.

در واقع شما با استفاده از تناقض در یکی از شاخص صنایع مثلا شاخص صنعت خودرو، می‌توانید شروع رشد

یا شروع ریزش بازار بورس را قبل از همه تشخیص بدهید و به موقع از سهام‌تان خارج یا به آن وارد بشوید و

نظریه موج‌الیوت

نظریه موج‌الیوت

در اواخر دهه ۱۹۲۰، پی بردن رالف نلسون الیوت به این مهم که برخلاف تصور عموم، بازار اوراق بهاءدار بی‌نظم و آشفته نیست، راهی برای توسعه نظریه موج الیوت، ش. الیوت علت اصلی معاملات مکرر سهام را ناشی از تأثیرات خارجی یا روانشناسی غالب اکثر مردم در برهه‌ای از زمان می‌دانست که این امر موجب عملکرد احساسی سهامداران می‌شد. او نوسانات ناشی از روانشناسی غالب را که به‌صورت مکرر در بازار رخ می‌دهد، موج نامید.
نظریه الیوت در واقع همان نظریه داو است که در آن نوسانات قیمت به‌صورت موج نمایش داده می‌شود. این نظریه برای کاملاً قابل درک بود چرا که همانگونه که می‌دانید بازار طبیعتی تکرارشونده دارد و به همین علت الیوت توانست به‌خوبی آن را برای متخصصان وقت، تجزیه و تحلیل کند. او توانست ویژگی‌های منحصربه‌فرد الگوهای موج را یافته و براساس همین الگوها، پیش‌بینی‌های کامل و تفصیلی‌ای را از بازار داشته باشد.
چه روند بازار صعودی باشد و چه نزولی، هر موج اصلی شامل ۵ موج فرعی است که در مقیاس کوچکتر هریک از این موج‌ها، خود نیز شامل ۵ موج دیگر هستند و این منوال تا بی‌نهایت ادامه دارد. حتماً می‌دانید که در بازارهای مالی، همانطور که نوسانات مثبت و منفی قیمت حرکتی خلاف جهت هم دارند، هر کنشی نیز معلول واکنشی است برابر و در جهت مخالف.
کنش قیمت به سه قسمت روند، تصحیحات و حرکات جنبی تقسیم می‌شود. روند در واقع جهت اصلی قیمت را نشان می‌دهد (صعودی یا نزولی) که الیوت آن را موج جنبشی (افزایشی) نامید و در نقطه مقابل روند تصحیحات وجود دارد که الیوت این امواج را، موج تصحیحی (کاهشی) نامیده است.
موج الیوت را می‌توان در ۴ بخش خلاصه کرد:
۱) در پی هر کنشی، واکنشی است.
۲) هر ۵ موج جنبشی، ۳ موج تصحیحی دارد.
۳) هر ۸ موج، یک چرخه را کامل می‌کند.
۴) اگرچه ممکن است محدوده زمانی موج‌ها متفاوت باشد اما الگوی اصلی هشت موج ثابت است.
در تصویر زیر که نمونه‌ای از موج الیوت است، ۵ موج جنبشی و ۳ موج تصحیحی دیده می‌شود (نمودار ۱)
همانطور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید سه موج جنبشی در جهت روند بازار هستند که آنها نیز پنج موج دارند. موج‌هائی که در خلاف جهت بازار هستند موج‌های نظریۀ داو تصحیحی بوده و ترکیبی سه‌موجی دارند (نمودار ۲)
نظریه الیوت در دهه ۷۰ و در پی چاپ کتاب افسانه‌ای فراست و پرچتر با عنوان ”اصول نظریه الیوت، راهی به‌سوی سود در بازار سهام“، رواج یافت. نویسندگان این کتاب، بازار رو به رشد دهه ۱۹۷۰ را پیش‌بینی کرده بودند و رابرت پرچتر نیز از روند نزولی بازار در سال ۱۹۸۷، خبر داده بود. (نمودار ۳)
معمولاً موج‌های تصحیحی از نظر ساختار، سه موجی هستند که دو موج A و C در جهت روند بازار و موج B در خلاف جهت آنها است. البته موج‌های تصحیحی در برخی موارد ۵ موجی یا حتی بیشتر نیز می‌باشند. در تصویر فوق موج ۲ و ۴ تصحیحی می‌باشند که این موج‌ها خود نیز ساختاری به شکل زیر دارند (نمودار ۴).
موج A و C در یک روند کوتاه‌تر حرکت می‌کنند، شامل ۵ موج بوده و جنبشی هستند که در شکل بالا هم نمایش داده شده است. ساختار موج جنبشی که یک موج تصحیحی هم به دنبال دارد، درجه موج الیوت را به‌وجود می‌آورد که شامل روندهای رو به بالا و رو به پائین است. تصاویر بالا مربوط به روند صعودی بازار و برای روند نزولی نیز موج‌ها به همین صورت است با این تفاوت که جهت اصلی موج‌ها به سمت پائین است.
طبقه‌بندی موج‌ها در نظریه موج الیوت از بزرگ به کوچک، به‌صورت زیر می‌باشد:
۱) بسیار بسیار بلندمدت
۲) بسیار بلندمدت
۳) بلندمدت
۴) میان‌مدت
۵) کوتاه‌مدت
۶) بسیار کوتاه‌مدت
۷) بسیار بسیار کوتا‌ه‌مدت
برای به‌کار بستن این نظریه، معامله‌گر می‌بایست موج اصلی با موج بسیار بلندمدت را تشخیص داده و چنانچه این موج بسیار طولانی شد سهام را فروخته و یا برعکس یعنی اگر این موج خیلی کوتاه بود زمان خریداری است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا